سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
iranjavan

iranjavan
   1   2      >

من یک کارگردانم...


از شما دوستان عزیزم می خواهم  که درمورد این که چگونه به عشقم بگویم که دوستش دارم و او باور کند که واقعا مندوستش دارم...


کمکم کنید...


منتظر نظراتتان هستم...


دوست دار همه ی شما جوانترین کارگردان جهان علی خسروانجم...


[ جمعه 25/1/91 ] [ 1:10 عصر ] [ ali khosroanjam ]

در راستای طرح تبادل بین گروه های نمایشی ، تئاتر "چشم پرده" که پیش از این در استان اصفهان اجرای عمومی شده بود ، در شهرکرد نیز به صحنه می رود


"ابراهیم صداقتی" مدیر روابط عمومی نمایش "چشم پرده" در گفتگو با سایت ایران تئاتر گفت: برای اولین بار پس از طرح استقرار گروه ها، نمایش "چشم پرده" از یکشنبه 14 اسفندماه در دو نوبت 17 و 19 در سالن امیرکبیر شهرکرد اجرا می شود.
صداقتی با اشاره به داستان نمایش اظهار کرد: این اثر که توسط امیر صفایی‌پور نوشته شده، داستان مرد صورتگر و نقالی است که برای قصه‌گویی به همراه دخترش به دربار پادشاه می‌رود تا برای پادشاه و همسرش که به بیماری مهلکی دچار شده، قصه بگوید. شاه هنر مرد را مذمت کرده و مرد برای کسب هنر به سفری دراز می‌رود، در حالی که دخترش را به یکی از شاگردانش می‌سپارد و...
رسول هنرمند، مائده وحید، محمد کربلایی، بهزاد باقری، مسعود نریمانی و پوریا فتاحی در این اثر نمایشی ایفای نقش می کنند. همچنین نسیم خادم عباسی به عنوان مجری صحنه با گروه همکاری می کند.
نمایش "سکوت سنگین خاکستری" کار سولماز همت زاده از شهرکرد هم در راستای این طرح در اصفهان به صحنه رفته است.
این نمایش در دو ساعت 16:30 و 18:30در سالن استاد فرشچیان اصفهان تا 11 اسفندماه روی صحنه است.


منبع: سایت ایران تئاتر


[ پنج شنبه 11/12/90 ] [ 12:21 عصر ] [ ali khosroanjam ]

در راستای طرح تبادل بین گروه های نمایشی ، تئاتر "چشم پرده" که پیش از این در استان اصفهان اجرای عمومی شده بود ، در شهرکرد نیز به صحنه می رود


"ابراهیم صداقتی" مدیر روابط عمومی نمایش "چشم پرده" در گفتگو با سایت ایران تئاتر گفت: برای اولین بار پس از طرح استقرار گروه ها، نمایش "چشم پرده" از یکشنبه 14 اسفندماه در دو نوبت 17 و 19 در سالن امیرکبیر شهرکرد اجرا می شود.
صداقتی با اشاره به داستان نمایش اظهار کرد: این اثر که توسط امیر صفایی‌پور نوشته شده، داستان مرد صورتگر و نقالی است که برای قصه‌گویی به همراه دخترش به دربار پادشاه می‌رود تا برای پادشاه و همسرش که به بیماری مهلکی دچار شده، قصه بگوید. شاه هنر مرد را مذمت کرده و مرد برای کسب هنر به سفری دراز می‌رود، در حالی که دخترش را به یکی از شاگردانش می‌سپارد و...
رسول هنرمند، مائده وحید، محمد کربلایی، بهزاد باقری، مسعود نریمانی و پوریا فتاحی در این اثر نمایشی ایفای نقش می کنند. همچنین نسیم خادم عباسی به عنوان مجری صحنه با گروه همکاری می کند.
نمایش "سکوت سنگین خاکستری" کار سولماز همت زاده از شهرکرد هم در راستای این طرح در اصفهان به صحنه رفته است.
این نمایش در دو ساعت 16:30 و 18:30در سالن استاد فرشچیان اصفهان تا 11 اسفندماه روی صحنه است.


منبع: سایت ایران تئاتر


[ پنج شنبه 11/12/90 ] [ 12:20 عصر ] [ ali khosroanjam ]

در راستای طرح تبادل بین گروه های نمایشی ، تئاتر "چشم پرده" که پیش از این در استان اصفهان اجرای عمومی شده بود ، در شهرکرد نیز به صحنه می رود


"ابراهیم صداقتی" مدیر روابط عمومی نمایش "چشم پرده" در گفتگو با سایت ایران تئاتر گفت: برای اولین بار پس از طرح استقرار گروه ها، نمایش "چشم پرده" از یکشنبه 14 اسفندماه در دو نوبت 17 و 19 در سالن امیرکبیر شهرکرد اجرا می شود.
صداقتی با اشاره به داستان نمایش اظهار کرد: این اثر که توسط امیر صفایی‌پور نوشته شده، داستان مرد صورتگر و نقالی است که برای قصه‌گویی به همراه دخترش به دربار پادشاه می‌رود تا برای پادشاه و همسرش که به بیماری مهلکی دچار شده، قصه بگوید. شاه هنر مرد را مذمت کرده و مرد برای کسب هنر به سفری دراز می‌رود، در حالی که دخترش را به یکی از شاگردانش می‌سپارد و...
رسول هنرمند، مائده وحید، محمد کربلایی، بهزاد باقری، مسعود نریمانی و پوریا فتاحی در این اثر نمایشی ایفای نقش می کنند. همچنین نسیم خادم عباسی به عنوان مجری صحنه با گروه همکاری می کند.
نمایش "سکوت سنگین خاکستری" کار سولماز همت زاده از شهرکرد هم در راستای این طرح در اصفهان به صحنه رفته است.
این نمایش در دو ساعت 16:30 و 18:30در سالن استاد فرشچیان اصفهان تا 11 اسفندماه روی صحنه است.


منبع: سایت ایران تئاتر


[ پنج شنبه 11/12/90 ] [ 12:19 عصر ] [ ali khosroanjam ]

آمدیم تبلیغ و تجارت کردیم ، رفتیم ( نگاهی به نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» به کارگردانی رضا حداد )


«آمدیم، نبودید، رفتیم» کار رضا حداد نمایش تبلیغی، رسانه‌ای، تجاری است؛ اثری که به لحاظ استفاده از تکنولوژی مکملی تئاتر قدرتمند و تا حدودی اعجاب‌انگیز عمل می‌کند؛ قدرتی نهفته در ژانر صدا و تصویر که اگر با نظمی ارگانیک در بیان نمایشی جای گیرند، مرزهای مفهومی و امکانات زبانی مدیوم تئاتر را گسترش می‌دهند، اما نمایش یاد شده به لحاظ جوهره تئاتری تقریباً تهی و خالی از ژرف ساخت معنایی است. اثری وامدار تجربه‌های آتیلا پسیانی در شیوه‌های کارگردانی و بیانی که اگر هم خلاقیت در آن رخ می‌نماید؛ همچنان به نام آتیلا پسیانی ثبت می‌شود.

روایت

نمایش قصه عینی خاصی را دنبال نمی‌کند؛ منتهی داستان مشهور پینوکیو را همچون یک پیرنگ یا پلات داستانی برای حفظ گونه‌ای ساختار به هم پیوسته حفظ می‌نماید. علاوه بر این شالوده، موتیف و خرده مضامین دیگری در نمایش طرح می‌شوند که عمدتاً در پی یورش منتقدانه به بشر معاصر است. این نوع نگاه منتقدانه به بشر و البته بشر غربی چه در پوشش عروسکی‌‌وار موش و چه در صحنه‌هایی که مغز آدم‌ها با اره برقی از کاسه سر آنها بیرون می‌آید؛ مشهود است. به لحاظ دید و نوع نگرش دورنمای نمایش به افقی کافکایی و خلق جهانی آپوکالیپسی نگاه می‌کند. زوال بشر چه در تجسم آدم‌هایی در هیأت موش و تعریف و توصیف بستر نمایش همچون آزمایشگاهی که فضای آن با عبور‌و مرور موش‌ها گره خورده، مشهود است. این نمایش به لحاظ سیر نگرش دنباله همان جهان کافکایی و مسخ شدن انسان در مناسبات معاصر و تکنولوژیک و یا زوال انسان به شیوه‌ای از «کرگدن» یونسکویی است. در این میان دو لحن جدی و شوخی همواره با هم ترکیب می‌شوند و نمایش را پیش می‌رانند. لحن جدی به شیوه‌ای جزئی در بیان و فیزیک تبلور می‌یابد. نمونه‌اش تونالیته تغییر یافته صدای یکی از بازیگران محوری (خسرو پسیانی) و یا دیگر بازیگر چهره نمایش (سیامک انصاری) است. شیوه‌ای از کاریکاتوریسم موج زننده در میان انسان امروزین غربی که در نوع نگاه کارگردان ایرانی با تلقی کاملی به کار رفته است. سیامک انصاری این شیوه‌ کاریکاتوری را در یک پیاده‌روی ساده و تا رسیدن به کیوسک تلفن به شیوه‌ای هنرمندانه در تلفیق با موسیقی و نور پرداخت و توصیف می‌کند. راه رفتن او تداعی‌گر همان چیزی است که فی‌المثل در «محاکمه» کافکا و در وجود بسیاری از شخصیت‌ها بویژه مستخدم دادگاه می‌توان دید. شاید اشاره به تک‌تک این اله‌مان‌ها در نمایش جدید رضا حداد اشاره به تک‌تک نکات قوت نمایش است.
زیرا چه به لحاظ زاویه دید و چه به لحاظ استفاده حرفه‌ای از مفاهیم و تبلور آنها در تکنیک‌های بازیگری، چنین مواردی جزو نقاط قوت نمایش است. نقطه قوت دیگر شاید هارمونی و هماهنگی بسیاری از شیوه‌های بیانی اجرا با متن است؛ زیرا در متن اقتباسی محمد چرمشیر از پینوکیوی مشهور نیز ساختار شرطی‌شده در ذهن مخاطب مدنظر نیست.

غول سه بعدی

استفاده از پروجکشن سه بعدی در این نمایش یکی از ابداعات است؛ قاعدتاً در بسیاری از تصاویر هارمونیک با اجرای زنده حتی شاهد تصویرسازی خیره‌کننده هستیم. صحنه‌ای که مهناز افشار دو شیر آب بزرگ را از روی پرده روی سر دو بازیگر کف صحنه باز می‌کند؛ یا زمانی که در یک تصویرسازی پارادوکسیکال شیرها آتش می‌گیرند، تصاویر بدیعی خلق می‌شود. همه این موارد به بسط امکانات بیانی نمایش کمک کرده‌اند. اما واقعیت این نمایش در چیز دیگری نهفته است. پاره‌پاره بودن زبان نمایشی، فضاهای از هم گسیخته که به خوابی پراکنده شبیه است، نوعی تشتت زبانی را ایجاد کرده است. ابتدای نمایش با حرکات فرم روبه‌رو هستیم. این حرکات فرم چیزی شبیه فرم‌های بومی است؛ در حالی که بیان نمایش به‌هیچ‌وجه بومی نیست. این آغاز تشتت در زبان اجرایی است و این ازهم‌گسیختگی تا پایان مشهود است. انگار نمایش مشکل پرکردن زمان را دارد. در واقع بازی بازیگر و روایت تصویری روی پروجکشن سه بعدی به تنهایی قادر به پرکردن زمان نیستند؛ بنابراین باید ادامه زمان‌های نمایش را با حرکات فرم، بریده صحنه‌ای که گوینده رادیویی در آن قرار دارد و گسیخته‌تر از همه این موارد عنصر موسیقی، پر کند! عنصری که گویی منفک و متواری از کلیت زبان اجرا در گوشه‌ای از سالن در پی یک استقلال اجرایی است؛ موسیقی نمایش طوری است که انگار در تنفس یا آنتراکت نمایش کنسرتی برای رفع خستگی تماشاگران برگزار می‌شود؛ آن‌گونه که یک تماشاگر فرهیخته و خاص تئاتر در چنین صحنه‌ای به چرت زدن‌های متوالی دچار شود!

عناصر تبلیغی

«نمایش آمدیم، نبودید، رفتیم» دارای عناصر و عوامل متعددی است؛ با این حال غیر از دغدغه فضای تئاتریکال و جدی بر بار نمایشی و تبلیغی اثر تکیه دارد. این بار تبلیغی چه در استفاده مهیج و بیش از حد از عناصر تکنولوژیک و چه در برخی دیگر از عناصر همچون بازیگری مشهود است؛ به راستی ضرورت حضور مهناز افشار، سیامک انصاری و ... بیشتر جنبه تکیه بر عنصر بازیگری است؟ یا بار تبلیغی، بیلبوردی و استفاده از ویژگی‌هایی که در مراحل دوم جزو عوامل نمایش قرار می‌گیرند؟
مهناز افشار در این نمایش به لحاظ کاراکترسازی نقش خاص ندارد. حضورش در حد قدم زدنی عادی و دکلاماسیونی طبیعی است. سیامک انصاری در دو صحنه، دو پیاده‌روی دارد؛ دیالوگ خاصی ندارد. استفاده از میمیک و فیزیک ندارد. پیاده‌روی او طوری طراحی شده که تماشاگر وی را از روبه‌رو نمی‌بیند. بنابراین هر شخص دیگری هم می‌توانست همین پیاده‌روی را تا دم کیوسک تلفن و اجرای مونولوگ ساده به تماشاگران نشان دهد!


منبع: روزنامه ایران


[ پنج شنبه 11/12/90 ] [ 12:18 عصر ] [ ali khosroanjam ]
   1   2      >
درباره وبلاگ
موضوعات وب
آرشیو مطالب
درباره وبلاگ
موضوعات وب
آرشیو مطالب
درباره وبلاگ
موضوعات وب
آرشیو مطالب
درباره وبلاگ
موضوعات وب
آرشیو مطالب
لینک های مفید
امکانات وب


بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 10
کل بازدیدها: 1466

تبادل لینک

خرید بک لینک